مرا به خلسه می‌برد نگاه آسمانیت

دوباره زنده می‌شوم به لطف مهربانیت

 

چه سبز و با صفا شده حیات خانه دلم

سبد سبد ، لبالب از شکوفه‌های جوانیت

 

شراب هفت ساله را به کام تشنه‌ام بریز

مرا ببر به خلسه‌های عشق جاودانیت

 

همیشه ناز خنده‌هات چه ساده است و دلنشین

و من هنوز عاشق تبسم نهاییت

 

معطر است کوچه‌های شهر از شمیم تو

پر از ترانه می‌شود به وقت میهمانیت

 

مرا ببر که بال و پر گشوده‌ام بسمت تو

مرا ببر به لحظه‌های جشن شادمانیت

/ 0 نظر / 3 بازدید